محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

452

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

ايضا در مجانين رگ ضيق كشايند تا زود ملتحم گردد ، چه گاه باشد كه مسلوب العقل را خيال فاسد مستدعى شود بر فتح بُضع و از خروج خون كثير هلاك گردد . و مراد از فصد ضيق آن است كه شديد الوسعت نباشد و قربت به اعتدال بود ، نه آن كه تنگ بدان درجه باشد كه خون غليظ كه مقصود دفع آن است برنتواند آمد . و امر به فصد موسوسين و مجانين در شب بنا بر آن است كه خواب در شب غالب مىبود و بدان سبب انتباه به فصد زود نمىشود و بىاذيت مقصود حاصل مىآيد و الا مراد وقوع آن است در خواب ، كه حالت غفلت است ، روزانه بود يا شبانه بود ، چه ، بسيار مردم را از فصد آنقدر وسواس مىباشد كه عند حضور فصّاد غشى مىكنند ، پس اينچنين مردم را در بيدارى رگ نتوان زد و كذا در مجانين كه اطاعت به اين امر نداشته باشند . و فائدهء ديگر در فصد مجانين به شب ، سرعت التحام بُضع است از خواب ، لأنه مطلوبٌ فيهم صيانةً عن الفتح . و معلوم نمايند كه تأخير فصد مثنى نظر به چند چيز است : يكى آن كه ضعف ملحوظ بود و بدان سبب يكبارگى مقدارى كه مطلوب است نتوان گرفت و در اين حالت آنقدر كه حال مقتضى باشد مهلت داده مىبايد گرفت و لو كان بعد اسبوع و تأخير تثنيه بيشتر به سبب ضعف مىباشد . دوم آن كه ماده واجب الاخراج هنوز نيك پخته نباشد و جهت تخفيف امتلا ، قدرى خون گرفتن لازم آيد ، پس در اين صورت تأخير تثنيه تا ظهور نضج واجب باشد . سوم آن كه مادهء لازم الدفع در عضو بعيد محصور بود ، در اين وقت رگ زنند و خون قليل بگيرند تا طبيعت به حركت آيد و توجه به اخراج مادهء مقصود نمايد پس رگ بند كنند تا آن زمان كه ورود ماده به محل مقصود مترقّب باشد ، پس باز بكشايند تا مادهء فاسد دفع گردد و غايت تأخير اينجا يك ساعت است اگر مصئون از ضعف بود . چهارم آن كه خون فاسد كثير بود و خون صالح قليل ، پس در اينجا تأخير تثنيه تا آن وقت كه عوض خون جيّد كه در فصد نخستين خرج شده حاصل آيد لازم باشد و اين ، از زوال ضعف كه بعد فصد اول شده بود توان دانست در اكثر . تنبيه هرگاه مراد از فصد جذب خون باشد كما يكون في الفصد المقصود بحبس النزف فصل معتدل در فصد اولى و ثانى يك روز است و تقدم و تأخير نيز مجوز ، چه در چنين حالت ، بسيار باشد كه دو پاس بلكه يك پاس در ميان تثنيه همىكنند اگر نزف قوى بود ، كذا بسيار باشد كه بعد دو روز ، يا زياده بر آن مثنى نمايند ، اگر نزف ضعيف باشد . بالجمله اين امور مفوض بر رأى طبيب دانا است ، هرچه اصلح داند بكند . و فقير حقير قانون و شروح آن را بتمامه ملاحظه كرده تحرير مقاصد مىكند اگر در بعض جا مطابق ظاهر قانون شيخ نيابند اين كلام را تفسير كلام شيخ دانند و واهى نه‌انگارند . و دريابند كه اگر تثنيه فصد به اندك مدت مقصود بود شق رگ در عرض موافق‌تر است و اگر بعد زمانى معتدٌبه مراد باشد اما در يك روز مؤرّب بهتر بود . اگر تثنيه به مرّات و بعد ايام خواهند كرد مطوّل مناسب‌تر ، زيرا كه بضع عرق كه متعرض باشد